محل تبلیغات شما
ناراحتم که این را بگویم اما، جشنی که قرار بود برای خودم بگیرم به خاطر مریضی‌ام خراب شد. حالا در اتاق روی تختخواب نشسته‌ام، پنجره را باز کرده‌ام و صدای بیرون را گوش می‌کنم. صدایِ گهگاهِ پرنده‌ها را. قدری غمگینم. به خاطر چیزی که توضیح‌ناپذیر است. و منتظرم تا ساندویچ کالباسی که سفارش داده‌ام و قرار بود این را برای جشن سفارش بدهم، جشنی که خراب شد، برسد. شاید به نظر برسد احمقانه است که جشنم خراب شده است. چون قرار بود فقط خودم در این جشن حضور داشته باشم، اما احمقانه نیست. چون من امروز دیگر آن خودی را ندارم که قرار بود درجشنِ کوچکم حضور داشته باشد.
قدری غمگینم. کاش می‌توانستم گریه کنم. مدت‌هاست که نمی‌توانم.

شاید در سپیده دمی دیگر.

در جستجوی زمان از دست رفته / تسلی 2

در جستجوی زمان از دست رفته / تسلی 1

خراب ,احمقانه ,چون ,صدای ,پرنده‌ها ,قدری ,قرار بود ,قدری غمگینم ,به خاطر ,که قرار ,جشنی که

مشخصات

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

newssquamexim موزیک و آهنگ های عشقی پوکت تایلند | تور نوروز 96 پوکت Lauren's site Cheap NHL New York Rangers Jerseys, Popular For Sale. nonsfireape مرکز تخصصی طراحی ست اوراق اداری افشاگر طالب شهادت مجله خبری پارس ماه كركوندیها